الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

411

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

است ، روايت مقبولهء عمر بن حنظله است كه از سوى علما تلقى به قبول شده از آن رهگذر كه راوى آن جناب صفوان بن يحيى است و وى از اصحاب اجماع است كه پيش از اين نام آنها را ذكر نموديم و اين حديث را حضرات محمدون ثلاثه متقدم كه مشايخ حديث شيعه محسوب مىشوند در كتب خويش نقل فرموده‌اند ، اصل حديث مفصل است و اجمال داستان از اين قرار است كه دو نفر از شيعيان ائمه دربارهء ارث يا دين منازعه داشتند به منظور رفع نزاع به حاكم طاغوتى مراجعه مىكنند و . . . امام عليه السّلام مىفرمايد : مراجعهء شما به حاكم طاغوتى خلاف فرمان الهى است ؛ زيرا خدا فرموده است : يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ راوى مىگويد : عرض كردم پس اين دو نفر متخاصم به كجا مراجعه كنند ؟ حضرت فرمود : از ميان شيعيان دو نفر را كه آگاه به دين و عارف به حلال و حرام ما هستند به عنوان حكم انتخاب نموده و به آنان مراجعه نمايند و آن‌گاه به هرچه اين دو نفر حكم نمودند قبول كرده و تن دردهند . راوى مىپرسد : اگر دو نفر از دوستان شما را به عنوان حكم انتخاب كردند ، ولى آن دو نفر در مقام قضاوت و داورى اختلاف نمودند و منشأ اختلاف آنها هم اختلاف حديث منقول از شما بود چه كنند ؟ حضرت فرمود : « الحكم ما حكم به اعدلهما ، وافقهما و اصدقهما فى الحديث و اورعهما و لا يلتفت الى ما يحكم به الآخر » . راوى مىپرسد : اگر هر دو نفر افقه و اعدل و اصدق بودند و خلاصه هر دو نفر مساوى در فضل بودند چه كنيم ؟ حضرت مىفرمايد : به دو حديثى كه حكمين در مقام حكم نقل مىكنند بنگريد و هريك كه مشهور بود بدان اخذ نموده آن ديگرى را كه شاذ است رها كنيد سپس امام عليه السّلام سخنى را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل مىكند : راوى مىپرسد اگر هر دو حديث مشهور بودند و راويان مورد وثوقى آنها را نقل كرده بودند چه كنيم ؟ حضرت مىفرمايد : هر حديثى كه موافق كتاب و سنت و مخالف اهل سنّت باشد آن را اخذ كنيد و هر حديثى كه مخالف كتاب و سنت و موافق عامه باشد آن را رها كنيد . راوى مىپرسد : اگر هر دو حديث موافق عامه بودند چه كنيم ؟ حضرت مىفرمايد : انظر الى ما هم اليه اميل فيترك و يؤخذ بالآخر ، راوى مىپرسد : اگر رأى احكام آنان با